زندگي آب تني كردن در حوضچه ي اكنون است.
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ.ونترسيم از مرگ.
مرگ پايان كبوتر نيست.مرگ گاهي ريحان ميچيند گاه در سايه نشسته است و به ما مينگرد.
و خدايي كه درين نزديكيست لاي اين شب بوهها پاي آن كاج بلند روي آگاهي آب روي قانون گياه.
زندگي رسم خوشاينديست
زندگي چيزي نيست كه لب طاقچه ي عادت از ياد من و تو برود.
"هر كجا هستم باشم آسمان مال منست.چه اهميت دارد گاه اگر ميرويند قارچهاي غربت"
و عشق تنها عشق تو را به گرمي يك سيب ميكند مانوس….
و عشق تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگيها برد.مرا رساند به امكان يك پرنده شدن.
و عشق صداي فاصله هاست صداي فاصله هايي كه غرق ابهامند.
هميشه عاشق تنهاست و دست عاشق در دست ترد ثانيه هاست.
من به اندازه ي يك ابر دلم ميگيرد دل من كه به اندازه ي يك عشق است.مهرباني است
سيب است ايمان است.تا شقايق هست زندگي بايد كرد.
زندگي مجذور آينه است.زندگي گل به توان ابديت.زندگي ضرب زمين در ضربان دلهاست.
زندگي هندسه ي ساده و يكسان نفسهاست.